آمار
وب سایت:
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 164
بازدید ماه : 163
بازدید کل : 185572
تعداد مطالب : 182
تعداد نظرات : 135
تعداد آنلاین : 1
باتونیستم...تونخوان...
باخودم زمزمه می کنم
:
من خوبم...من آرامم...من قول داده ام...
فقط کمی...
تورا کم آورده ام...!
یادت هست می گفتم درسرودن تو ناتوانم؟
واژه کم می آورم برای گفتن دوستت دارم ها؟
حالا تمام واژه هادرگلویم صف کشیده اند...
بااین همه واژه چه کنم؟
تکلــیــــف این همه حرف نگفته چه می شود؟
بایدحرف هایم رامچاله کنم وبرگرده باد بیندازم...
باید خوب باشم...
من خوبم...من آرامم...من قول داده ام...
فقط کمی بی حوصله ام
آسمان روی سرم سنگینی می کند
روزهایم کـــــــش آمده
هرچه خودم رابه کوچه بی خیالی میزنم بازسرازکوچه دلتنگی درمی آورم
روزهاتمام ابرهای اندوه درچشمان من هستندولی نمیبارند...چون
من خوبم...من آرامم...من قول داده ام...
اماشب ها...وای ازشب ها...
هوای آغوشت دیوانه ام می کند...
کاش لااقل میشدفقط شب بخیرشب هارابگویی تابخوابم...
لالایی ها پیشکش...!
من خوبم...من آرامم...من قول داده ام...
فقط نمی دانم چرا هی آه میکشم؟
آه...
وآه...
وبازهم آه...خسته شدم ازاین همه آه...!
شب هاتمام آه هادرسینه ی منند
آن قدرسوزناک هستند که میتوانم با این همه آه دنیاراخاکسترکنم...
من خوبم...من آرامم...
فقط کمی دلواپسم
کاش قول گرفته بودم ازتو
برای کسی ازته دل نخندی...
میترسم مثل من عاشق خنده هایت شود
حال و روزش شود این...
توکه نمی مانی برایش...آنوقت مثل من باید
خوب باشد...آرام باشد...قول داده باشد...
بــــــــــیــــــــچـــــاره...!
نظرات شما عزیزان: